نظریه گایا چیست ؟

او نه‌تنها اولین الهه‌ی زمین است، بلکه طبق بسیاری از روایات او اولین موجودی بود که از دلخائوس (خلاء) به وجود آمد، به طوری که می‌گویند او زادهٔ خائوس (Chaos) است. گایا در واقع خود زمین است و همیشه هر جا سخن از طبیعت به میان می‌آید، به نحوی گایا در نظر گرفته می‌شود. مانند همیشه از طبیعت به عنوان جنس مونث یاد می‌شود و جملهٔ مادر طبیعت رایج است و هیچ گاه ندیده‌ایم که پدر طبیعت را جایگزین آن کنند. شاید به دلیل جنس لطیف و فریبندهٔ طبیعت چنین تصوراتی به وجود آمده‌اند.

گایا به خودی خود اورانوس یا همان آسمان‌ها را به دنیا آورد (به وجود آورد) و سپس او را به عنوان همسر خود برگزید. فرزندان آن دو شامل تیتانها بودند، ۶ پسر و ۶ دختر. گایا اولین نسل ازسایکلاپسها (غول‌های یک چشم) را نیز به وجود آورد و فرزندی ۱۰۰ دست به نام هکاتونچیرس "Hecatonchires".

گایا با فرزند خود اورانوس همبستر شد و دوازده فرزند بدنیا آورد اما خیلی زود گایا از این همبستری خسته شد و همینطور از رفتار اورانوس ؛ اورانوس فرزندان خود را در تارتاروس ” جهنم ” زندانی می کرد. تارتاروس محلی مرطوب، تاریک و سیاه چاله وار که با دیوار هایی از جنس برنزبود ساخته شده و این عمیق ترین نقطه ا ی بود که هادس فرمانروای مردگان و دنیای زیرزمین و فرزند کرونوس ورئا درآنجا حکومت می کرد. هادس در بین برادرانش زئوس و پوزئیدون که آسمان و دریا ازان آنان بود بدترین سهم را برده بود و او به کسانی که موجب افزایش جمعیت سرزمینش می شدند بسیار علاقه داشت. مانند ارینی ها یا خشم و ناامیدی، ارینی ها همان الهه های انتقام بودند که از ریخته شدن خون اورانوس زمانی که کرونوس آلتش را برید و بر روی گایا ریخت به وجود آمدند آنان سه تن بودند. آلکتو، مگایرا و تیسوفه آنها مجرمین و مخصوصاً قاتلان را تعقیب و مجازات می کردند. یونانیان از ترس یا شوخی آنها را ائومنیدس ” به معنی مهربانان ” می نامیدند.
 این گایا بود که زئوس را از بلعیده شدن توسط کرونوس نجات داد، بعد از اینکه زئوس به دنیا آمد، گایا به رئا کمک کرد تا سنگی را برای فریب دادن کرونوس در لباس قنداق پیچیده تا تصور کند این زئوس است، چون کرونوس آگاه شده بود بعدها توسط یکی از فرزندانش سرکوب می‌شود، برای خلاص شدن از دست فرزندانش آنها را می‌بلعید اما حیلهٔ گایا اثر کرد و زئوس نجات پیدا کرد و بهکریت برده شد.
گایا از پسرانش خواست که با اورانوس مقابله کنند اما تنها کرونوس خواسته ی او را قبول کرد و گایا داسی بزرگ از سنگ ساخت و به او داد. البته گایا می دانست که از این داس برای آزار او استفاده می کنند ولی برای آزادی فرزندانش سیکلوپ ها و هکاتونکیرها این کار را انجام داد. سپس کرونوس کمین کرد و هنگامی که اورانوس برای همخوابگی نزد گایا آمد با ضربه ای بیضه های او را قطع کرد و به دریا انداخت. با افتادن آلت او به دریا کفی ایجاد شد و آفرودیت الهه عشق ، زیبایی و شور جنسی بوجود آمد.
 
در بین این خدایان و اجسام و انسانها یک چیز پابرجا بود و پایانی در آن دیده نمیشد حتی در سرزمین تارتاروس و بین مردگان و آن چیزی جز “جریان زندگی” نبود.

File:Arabischer Maler um 730 001.jpg ,شهر هوشمند,شهر الکترونیک,گایا,gaia,smart city,نوید کمالی,Navid Kamali,گایا چیست

نظریة گایا در دو ده‌ی گذشته زمینة ایجاد مباحث جدید به ویژه در ماهیت و فلسفه علوم محیطی،‏ زمینه‌های مدل‌سازی و مطالعات پیشرفته در اقلیم‌شناسی را فراهم کرده است. نظریة گایا موجب پیدایش گروه‌ هایی از هواداران متعصب محیط‌زیست به ویژه اکوفیمینیسم‌ها را که اعتقاد دارند بشر هرگز نباید نظم طبیعی زمین را دستکاری کرده و یا جزئی از آن را تغییر دهد،‏ شده است. براساس نظریة گایا،‏ کل موجود چیزی بیش از اجزای آن است و نمی ‌توان صرفاً با نظر به تک‌تک اجزاء دربارة کل و مجموع نیز آگاهی پیدا کرد،‏ بلکه برای شناخت کل باید رهیافتی کل گرایانه در پیش گرفت. این رهیافت که با رهیافت ‌های فردگرایانه یا انسان گرایانه تفاوت دارد،‏ برای سایر اجزای موجود در طبیعت نیز حرمت و منزلت قائل می‌شود و بر این نکته تأکید دارد که تعامل ساختارهای زنده تنها در چارچوب محیط‌های مادی و از طریق عوامل مادی صورت نمی‌گیرد بلکه در این میان عوامل غیر مادی نیز نقش بازی می‌کنند. دو نکتة مهم که در این نظریه بر آن تأکید بسیار می‌شود،‏ عبارت است از اینکه تداوم ثبات و پایداری و بقای زیست بوم‌های موجود در کرة زمین در گرو موجودیت حد و مرزهای معین است و دوم آنکه موجودات زنده‌ای که با محیط‌زیست خود به خوبی تعامل می‌کنند و در نوعی همزیستی مسالمت‌آمیز و سازنده با آنها به سر می‌برند،‏ بهرة زیادی عاید نسل‌های بعدی خود می‌سازند و فرزندان خویش را از شانس بقای بالاتری بهره‌مند می‌سازند.

تا پیش از مطرح شدن فرضیه گایا، دیدگاه متعارف زیست شناسان (به عنوان طبیعت شناسان عصر جدید) برای تبیین فرآیند شکل گیری و تحول حیات در سیاره ما، مبتنی بر نظریه ای بود که ریشه در قرن نوزدهم داشت، یعنی نظریه تحول داروینی. بر اساس این نظریه که توسط چارلز داروین، طبیعت شناس مشهور انگلیسی مطرح شده بود، حیات و موجودات زنده، خود را با شرایط محیطی سیاره ای که در آن بسر می‌برند، تطبیق می‌دهند. به عبارت دیگر، در این دیدگاه، موجودات زنده، در تعامل با سیاره خود، صرفاً تأثیرپذیر هستند. اما گایا، دیدگاه کاملاً جدید و گسترده تری را مطرح نمود. بر اساس گایا، موجودات زنده فقط جزئی از یک فرآیند کلی تر «حیات» در سیاره ما هستند. به عبارتی، این «کل سیاره زمین» است که زنده محسوب می‌شود و هریک از موجودات، در واقع همانند سلول‌های این موجود زنده هستند. بدین ترتیب، نه تنها موجودات از محیط سیاره خود تأثیر می‌پذیرند (نظریه داروین) بلکه بر این محیط نیز به گونه ای تأثیر می‌گذارند.

لاواک اولین نظریاتش را در مورد «سیاره زنده» در ۱۹۶۵ منتشر نمود و سعی کرد تا بر مبنای نظریه گایا، ترکیبات اتمسفری موجود زمین و علت عدم ازبین رفتن اکسیژن آزاد در جو را (که برای استمرار حیات زمین ضروری است) توضیح دهد. وی بر همین مبنا، حتی طرحی را برای جستجوی حیات در سایر سیارات ارائه نمود. در ۱۹۷۰ بود که لاولاک، همکاری خود را با زیست‌شناسی به نام لین مارگولیس آغاز نمود. مارگولیس که از محققان دانشگاه بوستون بود به نظریه گایا علاقه مند شده بود. وی معتقد بود که احتمالاً میکروارگانیسم هایی نظیر باکتری ها، در طی میلیون‌ها سال گذشته، نقش مهمی در تعامل حیات با سیاره ما ایفا کرده اند و بنابراین، مطالعه بر روی آنها، شواهد بیشتری را برای تأیید صحت نظریه گایا بدست خواهد داد.

بر مبنای همین مطالعه بود که لاولاک توانست اولین پیش بینی خود را بر اساس نظریه گایا مطرح کند. این پیش بینی مربوط به ترکیبات گوگرد (سولفور) بود که عنصری حیاتی برای ارگانیزم‌های زنده محسوب می‌شود. در آن زمان همه می‌دانستند که ترکیبات سولفات (اکسید گوگرد) توسطباران از خاک شسته شده و در اقیانوس‌ها جمع می‌شود. اما بر اساس گایا، باید سیاره ما به گونه ای عمل کند که با بازگرداندن این عنصر مهم به خاک، استمرار حیات را تضمین نماید. لاولاک معتقد بود که این عمل باید توسط باکتری هایی انجام شود که در اقیانوس‌ها زندگی می‌کنند. بدین ترتیب، لاولاک برای اثبات صحت پیش بینی خود، یک سفر دریایی تحقیقاتی را آغاز نمود و همین سفر بود که منجر به دیدگاه جدید علم نسبت به «چرخه گوگرد» در زمین شد. لاولاک کشف کرد که تجزیه جلبک‌های دریایی توسط باکتری‌ها در اقیانوس‌ها منجر به آزاد شدن گازی به نام «دی متیل سولفید» می‌گردد. این گاز، نقش مهمی را در شکل گیری ابرها در آسمان ایفا می‌کند. بدین ترتیب و با بارش ابرها، سولفور دوباره به خاک بازمی گردد تا موجودات خشکی بتوانند از آن استفاده کنند. از سوی دیگر، همین بارش، منجر به شستن مواد معدنی از خاک و انتقال آن به اقیانوس‌ها نیز می‌شود که این خود، تغذیه جلبک‌های دریایی را تأمین می‌کند. این کشف، در واقع تأیید محکمی بود بر صحت نظریه گایا و به خوبی نشان داد که موجودات زنده در زمین، تنها تحت تأثیر محیط پیرامون خود نیستند بلکه بر محیط نیز تأثیر می‌گذارند. این تلاش‌ها نهایتاً از اواخر دهه،۱۹۷۰ جای نظریه گایا را به عنوان یک نظریه علمی در میان دانشمندان جهان باز کرد.

بر پایهٔ نظریه گایا، کرهٔ زمین زنده و آگاه است؛ آب دورتادور آن را احاطه کرده و فعالیت‌های یونی‌اش را به‌وجود آورده است. این فرایندِ یونی جریان انرژی را در زمین به‌وجود می‌آورد که بر تمام ابعاد حیات اثر می‌گذارد. این نظریه، زمین را ابرموجودی زنده می‌داند که دارای روح است و در جهت تکامل، هدفی پویا را دنبال می‌کند [۴]. بنا بر پژوهش‌های انجام‌شده، زمین فقط یک کرهٔ ساده نیست بلکه در زیر چین‌خوردگی‌های سطحی خود خطوط انرژیِ در گردش دارد. در حدود ۱۶ حلقهٔ انرژی از بالا به پایین کرهٔ زمین را احاطه کرده‌است. این انرژی دارای فرکانسی است که حیات کرهٔ زمین را در ابعاد فیزیکی و روحی برقرار می‌سازد. حلقه‌های انرژی هر کدام حول محوری در چرخش و متأثّر از حرکت زمین به دور خورشید، ماه به دور زمین، و ابعاد بزرگ‌تری از چرخش مربوط به خورشید در کهکشان «راهِ شیری» است. در محل برخورد این حلقه‌های انرژی که بنا به ماهیت آب و خاک درونِ زمین ایجاد می‌شوند، ۵۲ چرخه به‌وجود می‌آید که می‌توانند خواص الکتریکی یا مغناطیسی ویژه‌ای را نمایان سازند. این چرخه‌های انرژی (چاکراها) مرزِ گسل‌ها، لبه‌های صفحه‌های تکتونیکی، تمرکز تنوع زیستی، مراکز تمدن‌های باستان، مراکز الهامات پررمز و راز، مراکز مذهبی ارزش‌مند، مسیرهای مهاجرت جانوران و مسیر حوادث طبیعی کنونی را به‌وجود می‌آورند. ۵۲ چرخهٔ انرژی در زمین مثلث‌هایی با سه رأس پرانرژی هستند که ۱۵۶ مرکز انرژی یا ورتکس را در روی کرهٔ زمین ایجاد می‌کنند. زمین از درون این ورتکس‌ها تنفس می‌کند.همانطور که بدن انسان ۷ چاکرای اصلی دارد، در زمین نیز ۷ چاکرای اصلی وجود دارد. شش عدد از این چاکراها ثابت هستند که دارای مکان‌های مشخصی در هر یک از قاره‌ها هستند. هفتمین چاکرا در حرکت است و در دوره زمانی مشخصی در موقعیت مکانی خاصی مستقر خواهد شد. این چاکرا،چشم سوم زمین است. گفته می‌شود زمانیکه چاکرای چشم سوم بر محلی مستقر می‌شود آن قسمت از نظر سطح آگاهی ناگهان ارتقاء می‌یابد. این چاکرا در دوره بعدی فعالیت خود از سال ۲۰۰۸ برروی چاکرای قلب زمین مستقر شده‌است. شش چاکرای غیر متحرک در یک گروه سه قسمته دسته بندی می‌شوند: الهام، ساختار و خلاقیت.

از تعداد ۱۵۶ ورتکس، ۱۸ عدد به چاکراهای اصلی زمین (غیر متحرک) و ۱۲ عدد به چرخه عناصر زمین اختصاص دارند که محل استقرار آنها بر روی کره زمین به ترتیب تقسیم بندی الهام، ساختار و خلاقیت در زیر نمایان شده‌است.

/ 0 نظر / 15 بازدید