عصمت نجف زاده : مادری که زمینی بود و آسمانی شد

معلم نمنه : عصمت نجف زاده : مادر نمونه : دبستان شهید محمدی : دبستان دخترانه شهدی محمدی  : نوید کمالی : مادر نوید کمالی

از کلیه دوستان ، همکاران ، اساتید دانشگاهها ، مسئولین استانی و کشوری و نمایندگان مجلس شواری اسلامی که در سوگ فراغ مادر عزیزم ، معلم فداکار  مرحومه مغفوره " عصمت نجف زاده " بنده و سایر بازماندگان را با هر ابزار ممکن از جمله حضور ، پیام ، بیانیه و یا اطلاعیه تسلی بخشیدند سپاس گذارم و از خداوند منان آرزوی سعادت و بهروزی شما  عزیزان را در تمام عرصه های زندگی و خدمت به امت اسلامی مسالت دارم .

اردتمند شما 

نوید کمالی

 

شکوفه های کلاس من (وبلاگ مادرم عصمت نجف زاده ):

dizghand.persianblog.ir

در صبحدم 13 دی ماه 1391

به آسمان پر کشد

/ 8 نظر / 20 بازدید
علیرضا نجف زاده

جناب آقای مهندس نوید کمالی درگذشت ناگهانی مادر عزیزتان که معلمی نمونه ،دلسوز و اسوه تحصیل وعلم آموزی بود و فرزندان برومندی چون شما و آقا وحید تحویل اجتماع نمود دل همکاران ، اقوام و آشنایان را به درد آورد. این ضایعه اسفناک را به شما ، برادر عزیز و پدر بزرگوارتان صمیمانه تسلیت عرض می کنم از خداوند منان برایتان صبر و شکیبایی و برای آن عزیز از دست رفته، غفران الهی مسئلت دارم. ان شاءالله خداوند پاداش زحمات او را بهشت جاودان قرار دهد. علیرضا نجف زاده

سعیده شفیعی

روحشون قرین رحمت الهی باد. خداوند به شما و خانواده محترم صبر عطا نماید.

علی صادقی معین

آقای مهندس کمالی عزیز با سلام و عرض تسلیت خدمت شما و خانواده محترمتون ، آرزو می کنم مادر بزرگوارتون سر سفره آقا اباعبدالله الحسین میهمان باشند. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سعید

منم مثل تو مات این قصه ام. روحش شاد

نوید جان برادر عزیزم-

fatima.zki

salam.tasliat migam mohandes.khoda sabr bede .[ناراحت]

ناشناس که شناس شد

تا وقتی که نمیشناختمت ایشونم نمیشناختم ولی الان یک حس عجیبی به ایشون دارم جاشون واقعا خالیه خدا بیامرزتشون[گل]

...

وقتی تو نیستی هوا سرد است. سرمای نبودنت بر خانه ام حاکم شده است و هوای شهر را نیز سردتر کرده است: دمایِ تنم، انگار زیر صفر است. با وجود اینکه دگرگونی‌ای در وجودم رخ نداده است، اما جوشش و حرکتی دیده نمی‌شود. عصر انجماد است. احساس می کنم کل شهر در آب‌‌های زیرِ یخ غرق شده است.. به این طرف و آن طرف می‌دوم، اما توانِ شکستن و شکافتنِ یخ ها را ندارم. کسی نیست آتشی بر افروزد